پشتیبانی

Yahoo! Messenger
الگوي تغييريافته ماتريكس: كتابچه بيماران
[024]
50.000ریال
الگوي تغييريافته ماتريكس: كتابچه بيماران
بزرگنمایی

مواد محرک، از جمله آمفتامین­ها و مواد شبه آمفتامینی به‌طور گسترده مورد سوء مصرف قرار می­گیرند و پس از حشیش بیشترین میزان سوء مصرف را در جهان دارا هستند. طبق گزارش سالانه دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد درسال 2007، 9/24 میلیون سوءمصرف‌کننده آمفتامین و 6/8 میلیون سوءمصرف‌کننده اکستازی در مقابل 1/11 میلیون معتاد به هروئین وجود داشته است.

وابستگی به مواد محرک به‌ویژه ترکیبات آمفتامینی که در ایران نیز مشکل­ساز اصلی هستند، منجر به افت بسیار سریع توانایی­های فرد برای انطباق با مسائل شغلی و بین فردی می­شود. مصرف طولانی‌مدت نیز علاوه بر اعتیاد و وابستگی، عوارض مختلف روانی و جسمی به همراه دارد. در ضمن مصرف هم‌زمان مواد محرک و سایر مواد روان‌گردان به‌ویژه مواد افیونی موجب کند‌شدن سیر کلی بهبودی و بروز مشکلات مختلفی در سایر درمان­ها مانند درمان نگهدارنده با متادون نیز می‌شود. به‌عنوان مثال لازم به ذکر است که یک مطالعه در ایران نشان داد که 35% از بیمارانی که جهت ترک مواد اُپیوئیدی به مراکز درمانی مراجعه کرده بودند، هم‌زمان از مواد محرک نیز استفاده می‌کردند.

در مجموع می­توان اثرات مخرب مصرف مواد محرک را به سه دسته زیر تقسیم نمود:

1.  وابستگی و اعتیاد

2.  اثرات روانی و رفتاری همراه (مانند پسیکوز، رفتارهای تکراری، وسواس و اختلال در رفتار جنسی)

3.  عوارض بدنی عمده مانند بیماری­های قلبی ـ عروقی، فشار خون، آسیب به عروق قلب و مغز، واسکولیت­ها و سایر علایم اعضای داخلی

 با توجه به گستره آسیب­ها و درگیری­های مختلف روانی و بدنی، تنوع اقدامات درمانی و استفاده از مداخلات مختلف طبی و روانی الزامی به‌نظر می‌آید. نظام درمانی باید از یک سو به مهار عوارض روانی سوء مصرف بپردازد و عوارضی چون افسردگی و جنون را مد نظر قرار دهد. از سوی دیگر جلوگیری از مصرف و عود بعد از قطع مصرف را سرلوحه مداخلات خود قرار دهد.

طی دو دهه اخیر تلاش­هایی برای ایجاد الگوهای موفق و پروتکل­های درمانی مؤثر برای مواد محرک صورت گرفته است. از یک سو استفاده از داروهای مختلف مورد ارزیابی بالینی قرار گرفته­اند و از سوی دیگر مداخلات گوناگون آموزشی، رفتاری، شناختی و مشاوره­ای آزمایش شده­اند. نتایج بررسی‌ها حکایت از آن داشت که درمان دارویی برای جلوگیری از عود و قطع مصرف اثر قابل توجهی نداشته و عمده سهم درمان اعتیاد بر عهده درمان­های روان‌شناختی است. از این رو، درمان‌گران رو به تهیه برنامه­های مدون روان‌درمانی­های ساختاری آورده و آن‌ها را در قالب "راهنما" یا "پروتکل" در اختیار دیگران قرار دادند.

یکی از این برنامه­ها که به موفقیت نسبی دست یافت و مورد تأیید وزارت بهداشت و منابع انسانی ایالات متحده آمریکا قرار گرفت، به برنامه ماتریکس شهرت یافته است.

برنامه درمانی ماتریکس که به­نوعی در برخی مراکز درمانی تبدیل به پروتکل درمان مواد محرک گردید، مداخله سرپایی فشرده و ساختاری است که به مدت 16 هفته برای وابستگان به مواد محرک اجرا می‌گردد. شروع این برنامه­ در اصل به سال‌های دهه 80 میلادی باز می‌گردد که درمان‌گران در جست‌و‌جوی راه‌های درمانی مؤثری برای وابستگی به کوکایین بودند. در طی این سال­ها از طریق تلفیق و تلخیص مکرر روش­های درمانی گوناگون، تلاش می­شد تا پروتکل­های مؤثری برای اعتیاد به ماده مذکور ابداع گردد. البته محققین متوجه بودند که اکثر مداخلات اثربخشی یا قابلیت اجرا را نداشته و بعد از مدتی به دست فراموشی سپرده می­شدند. بعد از حدود 15 سال و با الهام از روش­های مختلف شناختی ـ رفتاری، آموزش روانیو مداخله در خانواده­ها، نسل جدید پروتکل­ها تهیه گردید. از 1998 ارزیابی این پروتکل‌ها آغاز شده و سرانجام از سال 2000 به بعد پروتکل­های مدون آن در اختیار درمان‌گران قرار گرفت.

بر اساس آخرین پروتکل 16 هفته­ای درمانی ماتریکس، بیماران در جلسات زیر شرکت می­نمایند:

w   3 جلسه انفرادی و مشترک با خانواده

w   8 جلسه گروهی "مهارت­های بهبودی اولیه"

w   32 جلسه گروهی پیش‌گیری از عود

w   12 جلسه آموزش خانواده

w   36 جلسه گروهی "حمایت­های اجتماعی"

جلسات انفرادی و مشترک با خانواده (3 جلسه) و جلسات گروهی "مهارت‌های بهبودی اولیه" (8 جلسه) هریک به مدت 50 دقیقه و سایر جلسات در حد 90 دقیقه اجرا می­گردد. جلسات انفرادی/مشترک با خانواده نیز در بدو درمان، هفته 6 و 16 اجرا می­گردد. اما هسته مرکزی درمان را 32 جلسه پیش‌گیری از عود گروهی تشکیل می‌دهد. جلسات گروهی با حضور حدود 10 شرکت‌کننده اجرا می­شوند.

درمان سوءمصرف مواد محرک با مدل ماتریکس مورد کارآزمایی­های مختلفی قرار گرفته که بزرگ‌ترین آن‌ها بین سال‌های 1998 و 2000 جهت مقایسه مدل ماتریکس و گروه درمان معمول انجام شده است. مطالعه مذکور نشان داد که بیماران شرکت‌کننده در درمان ماتریکس، زمان طولانی­تری در درمان مانده و مدت بیشتری پرهیز خود را حفظ کرده­اند. این مطالعه در واقع نشانگر کارآیی خوب مدل ماتریکس به‌عنوان یک مداخله روانی ـ اجتماعی سرپایی فشرده در درمان سوءمصرف و وابستگی به محرک­ها بود. در مطالعه مقایسه­ای دیگری بین برنامه ماتریکس و درمان معمول، متغیرهایی از قبیل تغییر در سوءمصرف مواد، رفتارهای پرخطر از نظر HIV، کیفیت زندگی و رضایت مراجعین مورد بررسی قرار گرفت که در کلیه موارد فوق مدل ماتریکس، برنامه‌ای مؤثر ارزیابی شد. البته فراموش نکنید که شکل­گیری ماتریکس بیش از آن‌که وابسته به‌کارآزمایی بالینی باشد، ناشی از اجماع صاحب­نظران و نظر حرفه­ای گروه متخصصان بوده است.

از سال 1386، پیاده‌سازی و اجرای درمان مواد محرک با الهام از الگوی ماتریکس در ایران به‌ویژه در مرکز ملی مطالعات اعتیاد آغاز گردید. در کنار اجرای مقدماتی و آزمایشی، کارآزمایی­های بالینی نیز صورت گرفت. درمان تعداد قابل توجهی از معتادان و تجمع تجربیات و نتایج مطالعات حکایت از چند نکته مهم در اجرای ماتریکس داشتند که به آن‌ها اشاره می­شود:

1.  پروتکل اصلی ماتریکس توجهی به اثرات غیر اعتیادی مواد محرک از جمله پسیکوز، پرخاشگری، خودکشی و افسردگی شدید ندارد و الگوریتم درمانی برای آن‌ها مشخص نکرده است. پروتکل از جایی آغاز می­شود که بیمار راغب غیر پسیکوتیک برای درمان مراجعه کرده است. این درحالی است که در کشورما یکی از عمده شکایات خانواده­ها مسئله پسیکوز یا پرخاشگری شدید در مصرف‌کنندگان بوده و آن‌ها خواستار نوعی مداخله در مرحله قبل از روان‌درمانی ساختاری هستند. بسیاری از درمان‌گران نیز ابتلای بیماران به عوارضی به غیر از اعتیاد را چالش مهمی ذکر می­کردند که توسط راهنمای ماتریکس مورد غفلت قرار گرفته است. بدیهی است که اجرای الگوی ماتریکس در چنین حالاتی غیر ممکن است.

2.  بسیاری از درمان‌گران خواستار نوعی دستورالعمل یا راهنمای مداخله برای بیمارانی بودند که برای درمان مراجعه نمی­کنند اما خانواده آن‌ها مصر هستند که نوعی اقدام درمانی صورت گیرد. از این بیماران به‌عنوان معتادان غیر راغب یاد می­شود و بخش مهمی از صحنه درمان اعتیاد به مواد محرک در ایران را تشکیل می­دهند. به بیان دیگر در الگوی ماتریکس، درمان با مراجعه داوطلبانه بیمار با انگیزه مناسب آغاز می‌گردد و الگویی برای راغب‌سازی غیر مراجعان مطرح نشده است.

3.  در ماتریکس، تأکید عمده بر استفاده از گروه­‌درمانی از بدو درمان است. اما اجرای این امر در ایران با مشکلات جدی مواجه شد. برخی دلایل عدم امکان اجرای گروه درمانی از ابتدای برنامه ماتریکس به قرار زیر است:

1-3. اکثر مراکزی که داوطلب درمان مواد محرک بودند، از کلینیک‌های کوچک خصوصی با تعداد محدودی بیمار تشکیل می‌شوند که گردش کار اندک مرکز درمانی مانع رسیدن مراجعان آن‌ها به حد نصاب گروه می­شد: همه بیماران وارد درمان نمی­شدند و هرکسی که علاقه‌مند به درمان بود لزوماً کاندیدای مناسبی برای روان‌درمانی تلقی نمی­شد. بنابراین در بخش عمده­ای از مراکز درمانی گروه درمانی شکل نمی‌گرفت.

2-3. هم‌زمان‌سازی ورود بیماران به گروه دشوار بود و گاهی 2 تا 3 هفته لازم بود تا حداقل 6 بیمار برای پرنمودن یک گروه ثبت نام نمایند. در این فرصت برخی بیماران شرکت‌کننده انصراف داده و مجدداً گروه از حد نصاب ساقط می­شود.

3-3. همسان‌سازی گروه­ها بسیار دشوار بود و به‌ویژه در مراکز کوچک‌تر، بیماران به‌قدری از لحاظ فرهنگی، تحصیلی و سابقه مصرف متفاوت بودند که تشکیل گروه­هایی با حداقل شباهت­های دموگرافیک دشوار می­نمود.

4-3. هدایت گروه برای درمان‌گران به‌ویژه درمان‌گران جوان­تر و با سابقه کاری کم، بسیار دشوار بود و حتی درمان‌گر با تجربه بالا نیز در هدایت گروه دچار اشکال می­شد. درمانگرانی که تجربه هدایت گروه را داشتند نیز انجام گروه‌درمانی برای بیماران وابسته به شیشه را دشوار اعلام نموده و اصولاً آن‌ها را متفاوت از بیمارانی که قبلاً داشته­اند، ذکر می‌کردند.

5-3. حجم بالای شکایات فردی بیماران در جلسات اول و نیاز به پرداختن به انبوه مشکلات اختصاصی، عملاً آن‌ها را از دریافت آموزش­ها و نکات ضروری باز می­داشت.

6-3. بخش عمده­ای از درمان‌گران را روان‌شناسان زن تشکیل می­دادند که حضور خود را در جمع 8 تا 10 نفر مرد مصرف‌کننده شیشه دشوار دانسته و کنترل مباحث را عملاً غیر ممکن می­دیدند.

7-3. بعد از جلسات تعداد کثیری یا عملاً تمامی شرکت‌کنندگان خواستار وقت انفرادی با درمان‌گر خود بودند و اتمام گروه در موعد مقرر دشوار می­نمود.

8-3. بعد از اتمام دوره آموزش روان‌شناسان، حدود نیمی از تشکیل گروه اجتناب می­نمودند و توانایی خود را در حد لازم برای هدایت درمان جمعی نمی­دیدند.

9-3. درک دینامیک گروه دشوار بوده و برخی روان‌شناسان حتی با تجربه بیش از 2 سال درمان معتادان از کنترل آن عاجز بودند.

10-3. در برخی موارد متأسفانه مشاجرات لفظی و حتی فیزیکی در گروه رخ می­داد و درمان‌گر قادر به مهار آن نبود.

11-3. برخی بیماران از بیان دیدگاه­های خود در گروه ابا داشتند و گاهی افکار بدبینی و پارانویید آن‌ها مانع شرکت در جلسات غیر انفرادی می­گردید.

4.  محتوای تعداد قابل توجهی از جلسات با شرایط و نیازهای فرهنگی ایران ناهمخوان بوده و در عمل بدون استفاده می­ماندند.

5.  هزینه درمان در تمام مراکز توسط بیماران یا خانواده آن‌ها تأمین می‌گردد و درصد قابل توجهی پرداخت هزینه برای 90 جلسه را دشوار می­دیدند. تقاضای بیماران و درمان‌گران بر این بود که ماتریکس به اجزایی شکسته شود تا امکان شرکت در بخش­هایی از آن برای همه فراهم شود. بیمارانی که علاقه‌مند به درمان بیشتر بودند می­توانستند در جلسات تکمیلی شرکت کنند.

6.  در برنامه اصلی ماتریکس تأکید فراوانی بر ارجاع بیماران به گروه­های خودیاری به‌ویژه معتادان گمنام شده است. در این الگو تلاش شده که بیماران به سرعت به خودیاری منتقل شوند و از برنامه­های 12 قدمی بهره­مند گردند. اما به دلايلی این رویکرد در ایران کمتر مورد استقبال درمان‌گران و بیماران قرار گرفت. در واقع با وجود اثربخشی مناسب نظام‌های مذکور، اکثر علاقه‌مندان به شرکت در جلسات گروه­های خودیاری در عمل به این گروه­ها مراجعه داشته و مراجعان مراکز درمانی به‌ویژه مراکز درمانی خصوصی را تشکیل نمی­دهند. مراجعان به مراکز درمانی بیشتر افرادی هستند که یا تجربه درمان­های خودیاری را داشته و آن را مناسب خود ندیده­اند یا به دلایل فردی و سلیقه­ای یا باوری مایل به شرکت در آن‌ها نیستند.

7.  در اکثر مراکز درمانی، برنامه ماتریکس در عمل به‌صورت تنها فرصت مشاوره و روان‌درمانی برای بیماران مصرف‌کننده مواد مخدر در آمد. به همین دلیل بسیاری از بیماران مصر بودند تا از آن برای مطرح‌ساختن طیف وسیعی از مشکلات خود اعم از اعتیاد و غیر اعتیاد استفاده کنند. این درحالی است که ساختار جلسات اصلی ماتریکس بسیار بسته بوده و فرصت کمی به بیماران داده می­شود تا مطالب خارج از دستور جلسه را مطرح نمایند. در عمل مشاهده می­شد که بیماران خواستار وقت اضافی برای مطالب شخصی خود بودند.

 با توجه به مشکلات فوق و با هم‌فکری گروهی از درمان‌گران مواد محرک، برنامه اصلی ماتریکس در چند نوبت مورد بازنگری و ویراستاری قرار گرفت و تغییرات عمده­ای در آن ایجاد گردید. تغییرات عمده­ای که طی 4 نوبت بازنگری صورت گرفته­است به قرار زیر است:

1.  به منظور پوشش‌دادن به عوارض روانی ناشی از مصرف مواد محرک مانند پسیکوز و افسردگی و پرخاشگری شدید، و هم‌چنین ارائه راه‌حل برای بیماران غیر راغب، پروتکل به 3 حالت A، B وC تقسیم گردید. در 2 حالت اول، برای عوارض غیر اعتیادی مصرف مواد و هم‌چنین راغب‌سازی بیماران راه­‌حل­هایی پیشنهاد گردیده است.

2.  طول درمان ماتریکس تعدیل شده و از تعداد جلسات مقرر کاسته شد.

3.  جلسات اولیه (2 پیش‌جلسه و 24 تا 36 جلسه جلوگیری از عود) از قالب گروهی خارج و به فردی تغییر شکل یافتند.

4.  ساختار 2 پیش‌جلسه و جلسات جلوگیری از عود به 6 بخش تقسیم شد که یک بخش آن (مشاوره و گوش‌دادن فعال به مشکلات بیمار) برای پوشش‌دادن انبوه شکایات مرتبط و غیرمرتبط بیمار اختصاص یافت. در این بخش بیمار نه تنها مجاز است که هر مشکلی را که علاقه‌مند است در دستور جلسه قرار دهد، بلکه عملاً برای بیان طیف وسیعی از حوزه‌های مشکل­ساز زندگی تشویق می­گردد.

5.  محتوای جلسات به‌گونه­ای تغییر داده شد تا حتی­الامکان با نیازهای مراجع ایرانی منطبق باشد. به‌عنوان مثال برخی مباحث مرتبط با الکل یا نظام قضایی تعدیل شد و به‌جای آن تأکید بیشتری به نقش خانواده داده شد.

6.  ارجاع به نظام خودیاری و استفاده از درمان­های 12 قدمی از هسته اجباری و موظف روان‌درمانی حذف شد. در الگوی آمریکایی ماتریکس، اصرار بر ارجاع فعالانه بیماران به گروه معتادان گمنام و برنامه­های 12 قدمی است. این مسئله در الگوی تغییر‌یافته برداشته شد.

 در خلال تدوین این راهنما، درمان‌گران زیادی تحت تعلیم الگوی تغییر‌یافته قرار گرفتند و درمان را به‌کمک آن در مراکز درمانی متعددی اجرا کردند. بازخورد و تجارب گروه درمان‌گران برای بازبینی مکرر پروتکل مورد استفاده قرار گرفت.

متن حاضر، راهنمای درمانی است که با الهام از برنامه اصلی ماتریکس و تغییرات مد نظر درمان‌گران داخلی صورت گرفته است. در این راهنما که متکی بر ویراستاری چهارم برنامه ماتریکس می­باشد، تلاش شده که نواقص فوق تا حد امکان اصلاح شوند و راهنما و پروتکلی منطبق بر نیازهای درمان‌گر و بیمار ایرانی ارائه شود. به اعتقاد اینجانب، تغییر در محتوا و ساختار جلسات به‌قدری فراگیر است که نام ماتریکس را بر آن بی­مسما می­کند. اما از آن‌جا که هسته اولیه راهنما با الهام و منطبق با برنامه ماتریکس بوده خواسته یا ناخواسته این اسم بر راهنمای فعلی مانده است. شاید بهتر باشد نامی فارسی و الهام‌گرفته از مسایل داخلی بر آن وضع گردد. تا رسیدن به این توافق و انتخاب نامی مرتبط، به ناچار آن را "الگوی تغییر یافته ماتریکس" خطاب خواهیم کرد.

 

مشخصات:
مولف: دكتر آذرخش مكري
تاریخ انتشار: 1394
قطع کتاب: رقعی
تعداد صفحات: 80
نوبت چاپ: دوم
شمارگان: 1000

این محصول در تاریخ چهارشنبه، 05 تير، 1392 به فروشگاه اضافه شده است.
بازگشت نظرات افزودن به لیست مقایسه
این محصول قبلا توسط مشتریان خریداری شده است شما قصد خرید ندارید؟
راهبردهاي مديريت استرس
راهبردهاي مديريت استرس
راهنماي مداخلات روان شناختي در درمان سرپايي اختلال مصرف مواد محرك بر اساس مدل ماتريكس
راهنماي مداخلات روان شناختي در درمان سرپايي اختلال مصرف مواد محرك بر اساس مدل ماتريكس
به سیگار بگو نه...!
به سیگار بگو نه...!
آموزش مهارت‌های حل مسئله به کودکان ( پایه‌های چهارم تا ششم ابتدایی)
آموزش مهارت‌های حل مسئله به کودکان ( پایه‌های چهارم تا ششم ابتدایی)
راهنماي درمان مت آمفتامين
راهنماي درمان مت آمفتامين
چگونگي گرفتن شرح حال معنوي، ويژه درمانگران
چگونگي گرفتن شرح حال معنوي، ويژه درمانگران